جعفر بن أبى إسحاق دارابى كشفى

821

تحفة الملوك ( فارسى )

بميرد پس اگر پيش از ظهر مرده است عقيقهء او ساقط است و الا باقى است . « 1 » و اگر پدر و مادر عقيقه او را ننمودند يا آن‌كه نمىداند كه نموده‌اند يا نه ، پس خود طفل بعد از آن‌كه بالغ و بزرگ شد عقيقه خود بنمايد . « 2 » و اضحيه نمودن ايضا مجزى از آن مىشود . « 3 » و مستحب آن است كه از براى پسر نرينه و از براى دختر مادينه را عقيقه كنند « 4 » و يك ران آن‌كه ربع او است يا آن‌كه قيمت او را به قابله بدهند و اگر قابله نداشته است ، پس آن را به مادر طفل بدهند كه به هركس كه مىخواهد بدهد و باقى ديگر را بپزند و لااقل به ده نفر از مؤمنين بخورانند « 5 » و ايشان از براى طفل دعا بنمايند . و پدر و عيال او و خصوصا مادر طفل از آن نخورند . و اگر مادر از آن بخورد پس آن را شير ندهد . « 6 » و در حال ذبح آن ، دعاى مأثوره را بخوانند و استخوان آن را نشكنند . « 7 » و در روز هفتم ايضا گوش طفل را سوراخ كنند ، خواه آن‌كه پسر باشد يا دختر . و در احاديث وارد شده است كه سوراخ نمودن گوش پسر از سنت و شريعت پيغمبر صلّى اللّه عليه و إله است « 8 » ؛ و آن‌كه جبرئيل امر فرمود آن حضرت را در روز هفتم به سوراخ نمودن گوش حسنين عليهما السّلام ؛ و آن‌كه حضرت امر فرمود جناب فاطمه را به آن از جهت مخالفت نمودن با طايفهء يهود ؛ و آن‌كه سوراخ در گوش راست ، در شحمه و پره آن است و در گوش چپ ، در بالاى گوش است . « 9 » و بايد كه در اوقات طفوليت طفل به گريه و ساير

--> ( 1 ) . همان ، ص 39 ، باب نوادر ، ح 1 . ( 2 ) . همان ، ص 25 ، باب العقيقه و وجوبها ، ح 3 . ( 3 ) . همان ، ص 39 ، باب نوادر ، ح 3 . ( 4 ) . من لا يحضره الفقيه ، ج 3 ، ص 313 ، ذيل رقم 1518 . ( 5 ) . اصول كافى ، ج 6 ، ص 29 ، ح 9 و در مورد دعا كردن براى طفل ، ر . ك : همان ، روايت 12 . ( 6 ) . همان ، ص 32 ، باب ان الأم لا تأكل من العقيقه ، ح 1 - 3 ؛ در اين روايات فقط از أمّ نهى شده ، ولى در من لا يحضره الفقيه ، ج 3 ، ص 313 ، ذيل رقم 1520 ، مرحوم صدوق ابوين را ذكر كرده و هم‌چنين اگر مادر از عقيقه خورد بچه را شير ندهد ، آورده ولى ظاهرا متن حديث نيست . ( 7 ) . در مورد دعاهاى مأثوره ر . ك : اصول كافى ، ج 6 ، ص 30 و 31 ، باب القول على العقيقه و در مورد عدم شكستن استخوان ، ر . ك : همان ، ص 29 ، ح 11 . ( 8 ) . اصول كافى ، ج 6 ، ص 35 ، باب التطهير ، ذيل ح 1 و ص 36 همين باب ، ح 5 . ( 9 ) . همان ، ص 33 و 34 ، باب ان رسول اللّه صلّى اللّه عليه و إله و فاطمه عليها السّلام عقا عن الحسن و الحسين عليهما السّلام ، ح 16 و در مورد مخالفت با يهود ر . ك : من لا يحضره الفقيه ، ح 3 ، ص 316 ، رقم 1534 .